و اینبار باز هم شلمچه، شلمچه گویی خانه ی وصل عاشقان نور بود، زمین نبود، آسمان بود، بسیجیان عاشقان ولایت بار دیگر در معبرمین، بال گشودند و به طلعت ازلی شتافتند. طلعتی که در آتش و خون شکل می گرفت، اما در حقیقت در کربلا معنا می یافت. در حزن غروب شفق، درعهدی که پروانه ها در عشق بسته بودند، در پیامی جاودانه با آینه حق آشکار شدند تا بقا را در فنا به نمایش در آوردند ، اینجا زمین معبر شمع است و نور سرمدی آن، همان نوری است که از عاشورا تا ابد، عاشق با معشوق بسته است. فدایتان شوم، چون خورشید در آسمان شب برآمدید، آینه ی دلتان شفاف بود و زلال و روشنی دلتان در قدمگاهی مقدس گسترده شد اینک دوباره به دیدار شما آمده ایم، پیکرهای پاکتان سرشار از جراحت بود، میدانم برای رسیدن به یار باید گلگون شد، زیبا شد، معطر شد، رسیدن به وصال حق، خون میخواهد و خون شما همچون نور جاری است تا منظومه شقایقها با خون شما در بهار دل انگیز عشق بشکفد، انگار به سوی معبود بال گشودید.
شهید، ای وصی امام عاشق ، آنان که معنای "ولایت" را نمی دانند ، در کار شما سخت درمانده اند. اما شما چه خوب دانستید که سرچشمه اطاعت و تسلیم در کجاست. چقدر دلمان برایتان تنگ شده است، کاش میتوانستیم سخت در آغوشتان بگیریم و سر بر شانه تان بگذاریم و بگرییم، نگاهتان را دنبال کردیم و جز ولایت چیزی نیافتیم. می پنداشیم که بازمانده ایم از صبح و از قافله، اما  وقتی به سیمای خورشید گونه اش نگریستیم، دلهایمان که سرشار از بغضی پنهان بود، آرام گرفت، چشمان شما را در نگاه باقی او جستیم و کلامتان را در فیضی ازلی درسخنان حکیمانه ی او یافتیم، رهبر فرزانه انقلاب، در صراحت صبح چه زیبا سخن گفت و ما نگران از اینکه گوش نامحرمان نشنود به دورش حلقه زدیم و میعاد بستیم که بر پیمانی که شما با او بسته بودید وفاداریم. از شنیدن کلامش اشک از چشمان جاری می شد اما فرو نمی ریخت و در جلوه ای از نور، آسمانی می شد. همان نوری که مبدا ازلی عالم و آدم و مقصد ابدی آن در بی قراری عهد ابدی میثاق با امام عاشقان است.
 رهبر عزیز، ما طلعت عنایت ازلی را در نگاه شما باز یافتیم. لبخند شما شفقت صبح را دارد و شب انزوای ما را می شکند. سر و جان ما فدای شما که وصی عشق هستید و تا جان داریم در کنار شما باقی خواهیم ماند.
پ.ن.
1- رهبر انقلاب: همه انسانها می میرند ولی شهیدان این سرنوشت همگانی را به بهترین وجه سپری  کردند ، وقتی قرار است این جان برای انسان نماند چه بهتر در راه خدا این رفتن انجام بگیرد.
تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه گران مستکبر سرخم نکنند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد.
2-گل واژه های این مطلب از شهید آوینی است.


3-جوابیه به نوشته آقای رامین
ادعای تسلط کامل شما به تاریخ و تحلیل سیاسی کمی اغراق آمیز به نظر می رسد، بزرگترین اساتید در زمینه متون تاریخ و تحلیل مسائل سیاسی ، بعید می دانم اینچنین خود را صاحب نظر معرفی کنند، 
1-نوشته اید:" در دوره پنجاه ساله حکومت پهلو ی ایران در واقع جزیره ثبات بود"، جزیره ثبات از نطر شما چه معنا دارد؟
چه تعریفی برای حضور هزاران مستشار آمریکایی در راس هرم ارتش شاهنشاهی دارید؟
قانون کاپیتولاسیون (مصونیت قضایی نیروهای آمریکایی در ایران) چه مفهومی دارد؟
از دست دادن بحرین و باج های بزرگ دیگر شاه به غرب و خصوصا آمریکا و انگلیس ، آیا با واژه جزیره ثبات همخوانی دارد؟ با منافع ملی چطور؟
2- به نظر می رسد قطع رابطه با غرب را امری نامشروع تلقی می کنید، در وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی(ره) آمده است: «از جمله نقشه ها که که مع الأسف تأثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمار زده از خویش و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است ….»،خود باختگی کشورهای اسلامی و شرقی در برابر کشورهای استعمارگر به نحوی که ملت ها احساس حقارت کنند و حتی باور داشته باشند که خودشان هیچ ندارند و هر چه از شرق یا غرب بیاید مطلوب و خوب است، از جمله مؤلفه های اصلی فرهنگ غربزده می باشد. 
3-از اعدام گسترده و بی مورد سران ارتش نوشته اید، خوب است که بدانید بسیاری از چهره های مطرح در عرصه نبرد حق علیه باطل از ارتشیان غیور ایران بودند، تنها عده ای معدود که دست به کشتار مردم انقلابی ایران زدند ، به جوخه های اعدام سپرده شدند، در این میان کسانی همچون ارتشبد فردوست هم بود که از 9 سالگی با شاه حشر و نشر داشت، توصیه می کنم کتاب خاطرات ایشان را حتما بخوانید تا به عمق فاجعه و فساد در حکومت ستمشاهی بیشتر پی ببرید. در این میان با شروع جنگ ، ارتشیانی همراه با انقلاب بودند که در دوره شاه آموزش دیده بودند و به مدارج بالا رسیده بودند،که در این میان می توان به سرلشگر شهید آبشناسان اشاره کرد که فقط کافیست ماجرای دوئل با صدامش را در همین وبلاگ بخوانید.
4- اشغال لانه جاسوسی با اسنادی که از آنجا به دست آمد نیز از مواردی است که توصیه می کنم نیم نگاهی به کتابهای چاپ شده از اسناد به دست آمده از این لانه فتنه بیندازید، خوشبختانه 74 جلد از اسناد کشف شده از لانه جاسوسی که توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره) ترجمه شده است و بر روی اینترنت قرار دارد:http://autbasij.org/images/download.txt
5- از شما می خواهم تنها یک سند  که بیانگر طولانی شدن جنگ توسط دولت ایران باشد، بیاورید؟ شاید برایتان جالب باشد که بدانید بعد از پذیرفتن قطع نامه صلح از سوی حضرت امام(ره)، صدام با خیال باطل و با تصور اینکه ایران تضعیف شده است، دست به عملیات سنگینی علیه ایران زد که در منطقه شمالغرب، رزمندگان اسلام با عملیات مرصاد تو دهنی بزرگی به او زدند که ناچار به تسلیم بی قید وشرط شد، بدون اینکه حتی یک وجب از خاک مقدس جمهوری اسلامی را تصرف کند.